امروز خیلی دلم گرفت...

از دنیا...

از آدماش...

از خودم...

نمیدونم بعضی وقتا از چی بنالم... فقط یکی هست که حرف دلمو میفهمه که اونم خداست...

هر شب باهاش درددل میکنم تنها کسیه که مثل بقیه قبل از اینکه حرفمو بزنم شروع نمیکنه به نصیحت و سرزنش و از این جور چیزا...

راستی چه خوبه که خدا رو داریم...

وگرنه من این همه گله و شکایت از زمین و زمانو پیش کی میکردم؟

پیش یه مشت آدمای زمینی که جز یه سری حرفای کلیشه ای چیز دیگه ای نمیگن؟

این وبلاگو واسه یکی ساختم که خیلی دوسش دارم ولی جالبه که الان دقیقا یک هفته از تولدش میگذره ولی هنوز نیومده یه سر بزنه