محسن يگانه آهنگ من
منو میگی حال کرده بودم گفتم لااقل ۲۰ نگیرم ۱۷ که رو شاخشه
خلاصه کلی باهاش هماهنگ کردم که بهت علامت دادم چطور برسونو این حرفا !
هیچی دیگه تا برگه ها رو آوردن
دیدم بلند شد برگه ها رو پخش کرد و گفت بچه ها سرتون تو برگه خودتون باشه !
نماینده کلاس : افعی
دانشگاه ما : تبعیدی ها
اخراج از دانشگاه : می خواهم زنده بمانم
دفتر استادان : خانه ارواح
نمره ده : شانس زندگی
سالن ورزشی : جزیره آدم خور ها
سال آخر : سال های بی قراری
ساختمان دانشگاه : آسمان خراش جهنمی اخراجی ها
راهی برای متقلبان : جیب بر ها به بهشت نمی روند
آنتن دانشگاه : جاسوس سه جانبه
اعتراض برای نمره : شلیک نهایی
کلاس ورزش : المپیک در بازداشتگاه
مسئول حراست: پلیس آهنی
دیدن استاد از دور : سایه عقاب ها
نگاه استاد : بگذار زندگی کنم
بیرون دانشگاه : سرزمین آرزوها
کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بودروی ساحل نوشت:
دریا دزد کفشهای من
مردی که ازدریاماهی گرفته بود ،روی ماسه ها نوشت:
دریا سخاوتمندترین سفره هستی
موج آمد و جملات را با خود شست .....
تنها برای من این پیام را گذاشت که:
برداشتهای دیگران در مورد خودت را ،در وسعت خویش حل کن تا دریا باشی

دنيا !
بازي هايت را سرم درآوردي !
گرفتني ها را گرفتي !
دادني ها را ندادي !
حسرت ها را کاشتي !
زخم ها را زدي !
ديگر بس است چون چيزي نمانده ، بگذار بخوابم . . .
محتاج يک خواب بي بيدارم !


قندهای قندان
لحظه های لجبازیت را
شکّر می شوند!
در رفت و آمدِ
میانِ
دو انگشت منتظرم!
" سروده بوسه ی مردی که در هوا گُم شد "

خــــــــدايــــا يـه سـوال..
تــــورو بـه خـــودت قــسـم راستــشـو بـگـو...
چـِـرا بــاز پـُــره بُـــغـــض شــدم؟؟
نکنه باز تنهام گذاشتی................؟؟؟؟؟؟؟


اینده ای خواهم ساخت که ، گذشته ام جلویش زانو بزند ...! قرار نیست من هم دل کس دیگری را بسوزانم ... برعکس.. کسی را که وارد زندگیم میشود ، انقدر خوشبخت میکنم که به هر روزی که جای او نیستی به خودت لعنت بفرستی...
بعد میگن برای چی چینایا موفق ترن خوب از این بچه یاد بگیرین!
شاید سال ها بعد در گذر جاده ها بی تفاوت ازکنارهم بگذریم
و تو......
آهسته زیر لب بگویی چقدر آن غریبه شبیه خاطراتم بود.......

خوش بحالت آسمان… بغضت که می شکند همه خوشحال می شوند……. بغض من که می شکند همه می گویند.؟ چته باز؟؟؟
به دوست داشتَنت مشغولم …
همانند سربازی که سالهاست ؛ در مقرّی متروکه ،
بی خبر از اتمام جنگ ،
نگهبانی می دهد…!
وقـتــی آدم یکــــ نفـر را دوستــــ داشتـــه بـــاشــد
بیشتـــر تنهـــــاستــــ!
چــون بـــ هیــچ کــس جـــز همـــان آدم نمـــی تــوانـــد بگـــویـــد
چــه احســاسـی دارد...
و اگـــر آن آدم کســی بـــاشــد کــــه تــــو را بــه سکـوتــــــ تشــویـق کنـــد
تنهــایــی تـــــــو کـــامــل مــی شـــود!
تو که میدونسی من تکیه گاه محکمتم
بگو با من دیگه چرا د نوکرتم
من که هر دقیقه ام وابسته به دقیقه ی تو بود
من که حتی لباس تنم به سلیقه تو بود

نامش را هرچه میخوای بگذار
تعصب
غیرت
حسادت
من نامش را عشق میگذارم
ودلگیرمیشوم ازبعضی آدمها
که تورا ازان خود میدانند
توفقط به من تعلق داری
شادیت شادی من است
وجودت گرمابخش زندگیم
وتنت پاسخ تمام خواهشهای من
من تورا باهیچ کس تقسیم نخواهم کرد
این نامش عشق است
تونامش راهرچه میخواهی بگذار
![]()
چشم وقتي زيباست كه پر از اشك باشد
اشك وقتي زيباست كه براي عشق باشد
عشق وقتي زيباست كه براي تو باشد
تو وقتي زيبا هستي كه براي من باشي
و ما هنگامي زيبا هستيم كه براي هم باشيم

به ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﻮ ﺟﻤﻊ ﻧﮕﺎﻩ ﺧﺎﺻﺶ ﻓﻘﻂ ﺭﻭ ﺗﻮﺋﻪ
ﺍﺯ ﺗﻮ ﭼﺸﺎﺵ ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﮕﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻩ ...
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺪﻭﻧﻪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﻧﺪﺍﺭﯼ
ﺑﺎﺯﻡ ﻧﺎﺯﺗﻮ ﻣﯿﮑﺸﻪ ﻭ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻪ ...
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺗﻮ ﺷﺎﺩﯼ ﻫﺎﺵ ﭼﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻫﺎﺵ ﭼﻪ ﻭﻗﺖ ﮐﺎﺭ
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺗﻪ ...
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺪﻭﻧﻪ ﺭﻭ ﭼﯿﺰﯼ ﺣﺴﺎﺳﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﺪﺕ ﻣﯿﺎﺩ
ﺣﻮﺍﺳﺶ ﻫﺴﺖ ﮎ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﺖ ﻧﮑﻨﻪ ...
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﻭﺭﺵ ﻫﺮﻗﺪﺭ ﻫﻢ ﺷﻠﻮﻍﺷﻪ ﺑﺎﺯﻡ ﯾﺎﺩﺵ ﻧﻤﯿﺮﻩ
ﻋﺸﻘﺶ ﮐﯿﻪ ﻭ ﺑﺎ ﮐﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺷﻪ ...
ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺷﻪ ﻧﻪ ﺭﯾﺎ ﻧﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﻪ ﺩﻭﺭﻧﮕﯽ...
" ﺻﺎﻑ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ"