پيرامون بخش اول پرسش گفتني است ؛ سياست اصلي نظام و مقام معظم رهبري همواره بر آزادي بيان و وجود فضاي مناظره و طرح علمي ديدگاههاي گوناگون در فضاي دانشگاه بوده و بر تحقق چنين موضوعي ، رهبري معظم به تمامي دانشگاههاي کشور عنايت خاصي مبذول دارند . از اين رو در فضاي کنوني دانشگاهها ، علي رغم وجود برخي کاستي ها در مجموع ارائه ديدگاههاي سياسي اين چنين نيست قدغن باشد بله به هم ريختن فضاي علمي دانشگاه ، آشوب و اغتشاش و ابزار دست جريانهاي معاند نظام اسلامي شدن و زير سوال بردن اصول قانوني و مباني ديني نظام به بهانه آزادي سياسي ، به هيچ وجه پذيرفته نيست و اساساً بيگانه از ساحت مقدس دانشگاه ، آزادي بيان و طرح علمي ديدگاههاي سياسي است .
بر اين اساس در ارزيابي هاي خود لازم است ميان اين دو مقوله تفکيک نمائيم . به عنوان نمونه رهبر فرزانه انقلاب اسلامي با تاکيد بر لزوم طرح مباحث سياسي و ديدگاههاي مختلف در فضايي آرام وعلمي تاکيد مي نمايند : «بنده گفتم كرسى آزادفكرى را در دانشگاه‌ها به وجود بياوريد. خوب، شما جوانها چرا به وجود نياورديد؟ شما كرسى آزادفكرى سياسى را، كرسى آزاد فكرى معرفتى را تو همين دانشگاه تهران، تو همين دانشگاه شريف، تو همين دانشگاه اميركبير به وجود بياوريد. چند نفر دانشجو بروند، آنجا حرفشان را بزنند، حرف همديگر را نقد كنند، با همديگر مجادله كنند. حق، آنجا خودش را نمايان خواهد كرد. حق اينجورى نمايان نميشود كه كسى يك انتقادى را پرتاب بكند. اينجورى كه حق درست فهميده نميشود. ايجاد فضاى آشفته‌ى ذهنى با لفاظى‌ها هيچ كمكى به پيشرفت كشور نميكند. شما تجربه‌ى اين پدر پيرتان را در اين زمينه داشته باشيد. آنى كه كمك ميكند به پيشرفت كشور، آزادى واقعىِ فكرهاست؛ يعنى آزادانه فكر كردن، آزادانه مطرح كردن، از هو و جنجال نترسيدن، به تشويق و تحريض اين و آن هم نگاه نكردن. يك وقت شما يك حرفى ميزنيد، ناگهان مى‌بينيد همه‌ى ناظران سياسى جهان كه وجودشان انباشته‌ى از پليدى و خباثت است، براى شما كف ميزنند. به اين تشويق نشويد. به قول رائج بين جوانها، جوگير نشويد. بحث درست بكنيد، بحث منطقى بكنيد. سخنى را بشنويد، سخنى را بگوئيد؛ بعد بنشينيد فكر كنيد. اين همان دستور قرآن است. «فبشّر عباد. الّذين يستمعون القول فيتّبعون احسنه». سخن را بايد شنفت، بهترين را انتخاب كرد. والّا فضاى جنجال درست كردن، همين ميشود كه ديديد. جنجالِ قبل از انتخابات، بعد از انتخابات، انعكاسش ميشود اين؛ بخصوص وقتى دست بيگانه هم دخالت دارد. به چه دليل، با چه توجيهى شما فكر ميكنيد دستگاه‌هاى تبليغاتى دنيا حوادثى را كه فكر ميكنند به ضرر نظام جمهورى اسلامى است، لحظه به لحظه منتشر ميكنند؟ با چه محاسبه‌اى اين كار انجام ميگيرد؟ اين را نبايد فكر كرد؟! نبايد رويش مطالعه كرد؟! اينهاست آن چيزهائى كه بايد به آنها توجه كرد. » (بيانات در ديدار جمعى از نخبگان علمى كشور،۱۳۸۸/۰۸/۰۶ )
در ادامه جهت آشنايي بيشتر با ابعاد مختلف اين موضوع متن کامل مقاله « دانشجوي سياسي ، عليرضا محمدي ، نشريه پرسمان ارگ » ارائه مي گردد : پيشگفتار مشاركت‌ سياسي‌ يکي از مهمترين‌ و اساسي‌ترين‌ مطالبات دانشجويي کشور است؛ و مقام معظم رهبري همواره بر ضرورت فعاليت سياسي دانشجويان و شرکت فعال و مثبت آنان در مباحث سياسي تاکيد دارند . بر اين اساس«تبيين دقيق سياسي بودن دانشجو ، ضرورت و ويژگي ها و حدود آن در نظام اسلامي» ، موضوع اصلي نوشتار حاضر مي باشد . که در اين زمينه تلاش مي شود از مباحثي پيرامون چيستي مشارکت سياسي و عوامل و سطوح مختلف آن ، زندگي سياسي دانشجويان و عوامل و زمينه هاي موثر برآن ، کارکردها و نقش دانشگاه و دانشجو ، آموزه هاي اسلامي پيرامون ضرورت و چگونگي مشارکت سياسي و ... استفاده شود. يکم. تبيين سياسي بودن دانشجو دانشجوي سياسي مطلوب در نظام اسلامي ، به کسي اطلاق مي شود که در دانشگاه به درجه بالايي از بينش و درک سياسي رسيده و در قبال سرنوشت خود ، جامعه ومسائل سياسي حساسيت لازم را داشته باشد. سياسى بودن دانشجو بدين معناست كه يك دانشجوي متعهد تنها نبايد در محور مسائل فردى وشخصي خود متمركز باشد. واز رويدادهاي جامعه وجهان غافل گرديده ونسبت به آن بي تفاوت باشد. بلكه بايد با اصول و مبانى منطقي ومعقول به تحليل حوادث و رويدادهاى جهانى و داخلى بپردازد و موضع مناسب و قاطع اتخاذ نموده و حساسيت لازم را دارا باشد. آنگونه که حضرت امام (ره) ، همواره از دانشجويان و دانشگاهيان انتظار داشتند كه همچون ناظرى بصير و آگاه، هوشمندانه و متعهدانه عملكردها و تصميم‏گيرى‏ها را مد نظر گيرند و با نقادى دلسوزانه خطا و لغزش احتمالى را گوشزد نمايند و همچون مشاوران و كارشناسانى امين، مساعدت خويش را از دست‏اندركاران و مجريان امور دريغ نكنند . همچنين در رخدادها و مراحل حساس و تعيين‏كننده‏اى همچون انتخابات، همراه با ديگر بازوان فكرى جامعه، با ارائه ملاك‏ها و معيارهاي صحيح ، مردم را براى مشاركت و حضور مؤثر در سرنوشت‏خويش مدد رسانند و در جهت‏گيرى‏ها و خلق بسترهاى اجتماعى – فرهنگى تسهيل‏كننده راه تحكيم مقاومت ملى و انقلابى در برابر جهان‏خواران، امت اسلام را حامى و هادى باشند و به مدد قدرت فنى و دانش خويش در تشخيص و افشاى ترفندهاى دشمنان، لحظه‏اى درنگ به خود راه ندهند .[1] حضرت آيه الله خامنه‏اى نيز تصريح مي نمايند: «مسئوليت‏بزرگ دانشجويان بسيجى تحليل درست، بررسى كارشناسانه و ريشه‏يابى مسائل اساسى كشور و جهان اسلام و حضور هوشيارانه، بانشاط و فعال در صحنه است.» [2] مشارکت سياسي مهمترين‌ و اساسي‌ترين‌ خواست‌ دانشجوي سياسي، مشاركت‌ سياسي‌ است ؛ مشارکت سياسي (Political Participation) ، در اصطلاح سياسي، به معناي تلاش شهروندان ، براي انتخاب رهبران خويش ، شرکت موثر در فعاليت ها و امور اجتماعي و سياسي و تاثير گذاشتن بر صورتبندي و هدايت سياست دولت ، مي باشد. [3] در واقع مشارکت سياسي ، مجموعه اي از فعاليت ها و اعمالي است که شهروندان به وسيله آن ، در جست و جوي نفوذ يا حمايت از حکومت و سياست خاصي هستند.[4] افراد يك جامعه به سه گونه مختلف با نظام سياسي رابطه دارند ؛ 1. بعضى صرفا به سائغه حمايت و حفاظت از دولت عمل نموده رفتار خود را بر اساس نيازها و تقاضاهاى حكومت تنظيم مى كنند و در واقع مشاركت حمايتى (Support participation ) دارند؛ 2 . برخى در تلاش براى اصلاح يا تغيير نظام يا حداقل تصميم و جهت نظام حكومتى هستند؛ 3 . و برخى ديگر نيز، بر خلاف دو گروه فوق، مواضع انفعالى(Passive)و يا بى طرفانه دارند. بعضى از نويسندگان سه نوع رفتار سياسى فوق را به دو دسته عام مشاركت فعال و مشاركت انفعالى تقسيم كرده اند.[5] سطوح مشارکت سياسي مشارکت سياسي شهروندان ، مفهومي داراي سلسله مراتب است ؛ از سطوح متعددي تشکيل شده و تعيين کننده ميزان شدت و ضعف مشاركت‏سياسى افراد مي باشد .[6] در يک جمع بندي مهمترين اين سطوح عبارتند از: 1 . راى دادن و شركت در گزينش و انتخاب مسؤولين سياسى و اجتماعى؛ 2 آزادى بيان و شركت در تشكل‏هاى فعال سياسى و نقد و ارزيابى عملكرد نهادها، مسؤولين و ساختار حكومتى ؛ 3 . نامزد شدن جهت پست‏ها و كرسى‏هاى سياسى و فعاليت آزاد انتخاباتى ؛ 4 . دخالت و مشاركت در تغييرات و اصلاحات درون‏ساختارى ؛ 5 . اقدام و عمل براى تغييرات بنيادين نهادها و ساختارهاى نظام حكومتى . از آن‏جا كه ميزان تحقق سطح پنجم مشاركت‏سياسى در مقايسه با سطوح ديگر بسيار اندك مى‏باشد و معمولا مشاركت‏سياسى، دخالت‏ها، فعاليت‏ها و مشاركت‏هاى درون ساختار و نظام سياسى است، لذا واژه «مشاركت‏سياسى‏» غالبا در يكى از چهار سطح نخست مشاركت‏به‏كار مى‏رود .[7] عوامل مشارکت سياسي عوامل متفاوتى در ميزان مشاركت‏سياسى افراد و جوامع مختلف، تاثير گذار مي باشند.[8] بر اساس مدارک و شواهد فراوان ، مشارکت سياسي در تمام سطوح ، بر طبق پايگاه اجتماعي- اقتصادي ، تحصيلات ، شغل ، جنسيت ، سن ، مذهب ، قوميت ، ناحيه و محل سکونت ، شخصيت و محيط سياسي يا زمينه اي که در آن مشارکت صورت مي گيرد ، فرق مي کند.[9] اين عوامل معمولا در محورهايى نظير وضعيت اقتصادى، سيستم سياسى، فرهنگ سياسى، آداب و رسوم و باورهاى دينى و مذهبى جمع بندى مى‏گردد.[10] دانشجويان و سياست بررسي رابطه دانشجويان با سياست و شناسايي عوامل و زمينه هاي موثر بر آن ، از ابعاد مختلف قابل تحليل و ارزيابي است ؛ از ديدگاه ماركوزه،‌ هابرماس. فوكو ، دانشجويان داراي سه ويژگي و خصيصه اصلي هستند كه مي‌توانند پتانسيل و ظرفيت جنبش‌هاي اجتماعي جديد باشند:1. خصيصة سنتي؛ دانشجويان جوان هستند و جواني براي خود ويژگي‌هايي دارد. عمده‌ترين ويژگي جواني اين است كه جواني سن هيجان‌ها و انرژي‌هاي متراكم است كه مي‌خواهند اين انرژي متراكم و هيجان انباشته را در جايي تخليه كند و لذا سن دانشجويي سن مقتضي تحرك و حركت‌هاي انقلابي است.2. ويژگي معرفتي؛ چون دانشجو با معرفت‌ها و اطلاعات تازه سر و كار دارد و از لحاظ روشي نيز متُد انتقادي و تحليلي را دنبال مي‌كند،‌ لذا به وضع موجود رضايت نمي‌دهد و با آن درگير است. پرسشگر و انتقادگر است و اين ويژگي باعث مي‌شود كه دانشجو به عنوان محور اصلي تحركات اجتماعي شناخته شود. 3. دانشجو محافظه‌كار نيست؛ كساني مثل ماركوزه و ديگران مي‌گفتند كه طبقات اجتماعي به علت وابستگي به كار، شغل و درآمد، محافظه‌كاراند اما دانشجو چون كار و اشتغال ندارد، محافظه‌كار نيست؛ آرمان‌خواه است؛ و در راه آرمانش هزينه مي‌كند و به هزينه كردن،‌ راحت‌ رو مي‌آورد.[11] از نظر اقتصادي و اجتماعي ، دانشجويان در جوامع معاصر گروههاي حاشيه نشيني هستند که در طي دوران دانشجويي جايگاهي در درون شيوه توليد و متن روابط اقتصادي جامعه ندارند و به عنوان نيروي کار فوق العاده آينده از منابع بخش عمومي يا بخش خصوصي ارتزاق مي کنند . از منظر اجتماعي ويژگي هاي زندگي دانشجويي عبارتند از: دور افتادگي از خانواده ، احساس گسيختگي و آزادي در انتخاب راه زندگي ، زندگي دسته جمعي در خوابگاهها ، زندگي نامطلوب جنسي و تراکم انرژي جنسي- حياتي ، دور افتادگي از متن واقعي زندگي اجتماعي[12] . چنين شرايطي در کنار بهره مندي از سن جواني توام با شور و هيجان و تحرک ، وارد شدن در جرگه روشنفکري به دليل آغاز به تحصيلات عالي و آشنايي نزديک و نسبتاً نظام مند با مسائل اجتماعي و سياسي ، بهره مند بودن از فرصت تحليل هاي دسته جمعي خوابگاهي پيرامون شرايط اجتماعي و سياسي داخلي و جهاني و...، جنبش هاي دانشجويي را در وضعيتي قرار مي دهد که اغلب خصلتي آرمانگرايانه پيدا مي کنند.[13] اساساً نوع زيست دانشجويي به گونه اي است که زمينه اي مساعد براي پيدايش جنبش هاي اجتماعي ضد سنتي ، عدالت خواهانه و آرمانگرايانه ، پديد مي آورد .[14] در حقيقت تجمعِ بخشى از نيروهاى آگاه جامعه كه از سطح تحصيلى نسبتا بالا و روحيه كنكاش و بررسى علمى برخوردارند، وضعيت‏سياسى، اقتصادى، فرهنگى و روند مناسبات اجتماعى را در معرض نقادى دانشجو و دانشگاه قرار مى‏دهد . ذهن نقّاد و حسّاس دانشجو، وى را به تفكر و تامّل نسبت‏به مشكلات جامعه مى‏كشاند؛ به اين معنى كه ميزان مشكلات موجود در جامعه بر ميزان شدت و يا كاهش انتقادها و اعتراض‏ها و فعاليت‏سياسى دانشجويان تاثير دارد . هر چه مشكلات اقتصادى، اجتماعى، سياسى و فرهنگى بيشتر باشد، ميزان اعتراض‏ها و انتقادهاى دانشجويان نيز بيشتر و راديكال‏تر خواهد بود و بر عكس، چنانچه ميزان مشكلات بزرگ در جامعه كمتر باشد، جنبش‏هاى دانشجويى نيز اصلاحات و انتقادهاى محدودترى را خواهند داشت .[15] از منظر فرهنگي و سياسي نيز در جوامعي که نظام ارزشي ، اجتماعي و سياسي آنان آميختگي تنگاتنگي با دين و آموزه هاي ديني داشته باشد ، و دخالت در سياست را از وظايف فردي و اجتماعي بداند و نظام حاکم نيز بر مشارکت و حساسيت دانشجويان در امور سياسي تاکيد داشته و زمينه هاي مناسب را فراهم آورد ؛ دانشجويان انگيزه بيشتر و جدي تري در قبال تحولات سياسي داشته و بر ارتقاي کمي و کيفي مشارکت سياسي آنان به شدت تاثير گذار مي باشد. دوم . ضرورت سياسي بودن دانشجو در مورد سياسى بودن دانشجو و اين که آيا لازم است دانشجو علاوه بر فعاليت هاي علمي و پژوهشي خويش ، مشارکت سياسي داشته باشد ؛ سه تفكر وجود دارد: 1 . عده‏اى مخالف سياسى بودن دانشجو و هرگونه فعاليت سياسي او هستند . و به فرموده مقام‌ معظم‌ رهبري‌ :«در محيط‌ دانشگاه، بعضي‌ها حوصله‌ حركت‌ ندارند؛ مي‌گويند بگذار كارهاي‌ را بكنيم، درسمان‌ را بخوانيم، زودتر اين‌ ورق‌ پاره‌ را بگيريم‌ و مثلاً‌ دنبال‌ كاري‌ برويم... اينها مشمول... بيداري، خيزش‌ و حركتي‌ كه‌ عنوان‌ دانشجويي‌ دارد نيستند.» [16] 2. برخي دانشجوى سياسى پيرو و کاملاً فاقد درک و بينش سياسي را مى‏خواهند تا به عنوان ابزارى افكار آنها را در سطح دانشگاه تبليغ كند و به اصطلاح به عنوان «توپخانه ومهمات سياسي »[17] عمل نمايد. ترويج کنندگان چنين تفکري عموماً جريان هاي سياسي ، احزاب و باندهايي هستند که تنها در صدد کسب قدرت ، به هر وسيله بوده و با استفاده از جايگاه مهم دانشگاه و موقعيت حساس دانشجويان ، اهداف نامشروع و غيرقانوني خود را حتي با ناديده گرفتن امنيت ومنافع ملي ، در جهت تضعيف نظام اسلامي و مردمي کشورمان تعقيب مي نمايند. 3 . دسته سوم با رويکردي واقع بينانه به جايگاه دانشگاه و دانشجو و نقش مهم آن در ساختارهاي اساسي کشور ، بر ارتقاي سطح بينش و تحليل سياسي دانشجويان ، حفظ استقلال و مشارکت سياسي مناسب با نقش و کارکردهاي دانشجويي ، تاکيد و اهتمام دارند. مهمترين دلايل در يک جمع بندي مهمترين دلايل ضرورت سياسي بودن و لزوم مشارکت سياسي دانشجو عبارتند از: يکم. آموزه هاي اسلامي در نگاه دينى و با مراجعه به نصوص و مبانى اسلامى، مشاركت سياسى و حساسيت به امور جامعه ، به عنوان يک حق ، وظيفه و تکليف همگاني ، مورد اهتمام آموزه هاي ديني مبين اسلام مي باشد كه در آموزه هاي متعددي نظير مقام خليفه الهي انسان ، بيعت با حاکم ، امر به معروف و نهى از منكر ، عنصر مشورت، پاسخگوئي واليان و حاكمان به مردم و نظارت بر قدرت سياسي و ... ، تبيين گرديده است.[18] بر اساس جهان بيني اسلامي و آيه شريفه « اِنِّى جَاعِلٌ فِى الاَرضِ خَليِفَه»[19] ؛ انسان ، جانشين خدا در زمين و موجودي آزاد و خود مختار است؛ و اين آزادي و اختيار آن گاه که با آگاهي و قدرت قرين گردد ، مسئوليت را به بار مي آورد. از اين منظر انسان در برابر خدا ، خود ، انسان هاي ديگر و طبيعت مسئول است. شهيد صدر در تفسير آيه فوق مي نويسد : «خلافت انسان درقرآن، در حقيقت شالوده حكومت انسان بر هستى است و حكومت ميان مردم، همه از ريشه همان خلافت سرچشمه مى‏گيرد... حق حاكميت‏ملى نيز به عنوان خليفه الله بودن انسان‏ها مى تواند مشروع و قانونى باشد.»[20] اين مسئوليت از سويي سبب مي شود که انسان در قبال سرنوشت ، کمال و سعادت خويش احساس وظيفه کند و از سويي ديگر چون به تعامل و تاثير و تاثّر خود با اجتماع واقف است خود را نسبت به اجتماع مسئول بداند. پيامبر گرامي اسلام (ص) مي فرمايد:« اَلَا کُلُّکُم رَاعٌ وَ کُلُّکُم مَسئُولٌ عَن رَعيتِه ؛ شما همه ناظر و راهبر و نسبت به يکديگر مسئول هستيد .» علامه محمد تقى جعفرى، آموزه دينى شورا و مشورت را نشانه جايگاه خاص مردم در تعيين سرنوشت‏شان مي داند.[21] برخي مفسرين نيز، نقش اراده و اختيار انسان در تعيين سرنوشت‏سياسى خويش را فراتر از بحث‏شورا، به كليه مباحث اجتماعى قرآن و فقه سياسى تسرّى مى‏دهند.[22] از سوي ديگر ، مشروعيت‏حكومت دينى امري الهي بوده و بستگى به قبول و نفى مردم ندارد؛ اما در عين حال، مقبوليت‏حكومت كه از رهگذر رضايت عمومى و مشاركت همگانى در قالب بيعت مردم با رهبر جامعه محقق مى‏يابد،همواره مورد اهتمام پيشوايان دينى بوده و در فقه سياسى اسلام مورد توجه و بحث قرار گرفته است . [23] چنانکه حضرت على(ع) هنگام بيعت مردم با وى، حق حاكميت و تعيين حاكم را از حقوق اختصاصى و مسلم مردم عنوان نموده و مي فرمايد: «اى مردم! تعيين حاكم جزء حقوق شماست و كسى نمى‏تواند بر مسند حكومت‏بنشيند، مگر آن كه شما او را انتخاب كنيد. من به عنوان حاكم، تنها امين و كليد دار شما هستم.»[24] و حضرت امام (ره) نيز تصريح مى‏كند: « از حقوق اوليه هر ملتي است که بايد سرنوشت و تعيين شکل و نوع حکومت خود را در دست داشته باشد.»[25] و بالآخره اينکه يکي ديگر از مهم‏ترين حقوق دولت‏بر مردم و از وظايف سياسى افراد در جامعه، مسؤوليت نظارت و نصيحت زمامداران و حكومت اسلامى است.[26] بنا براين از منظر دينى و با مراجعه به نصوص ومبانى اسلامى، مشاركت سياسى فعّال و حساسيت نسبت به سرنوشت خود و جامعه ، نه تنها يک حق، بلكه يک ‏تكليف حتمى ، ضرورى و ‏«ارزشي مطلوب» براي دانشجويان و عموم جامعه است.[27] دوم. حقوق اساسي اصول متعدد قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مشارکت سياسي آحاد مردم به رسميت شناخت شده و راهكارهاي تحقق آن در نظر گرفته شده است.[28] چنانكه در اصل پنجاه و ششم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مي خوانيم: «حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است. هيچ كس نمي تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند، يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد و ملت اين حق خداداد را از طرقي كه در اصول بعد مي آيد اعمال مي كنند». دراصل ششم نيز آمده‏است: «در جمهورى اسلامى ايران، امور كشور بايد به اتكاى آراى عمومى اداره شود؛ از راه انتخابات، رئيس‏جمهور، نمايندگان مجلس شوراى‏اسلامى، اعضاى شوراها و نظاير اينها يا از راه همه پرسى». و اصل بيست و ششم قانون اساسي اين گونه مقرر مي دارد: «احزاب، جمعيت‏ها، انجمن‏هاى سياسى و صنفى و انجمن‏هاى اسلامى يا اقليت‏هاى دينى شناخته شده آزادند، مشروط به اين كه اصول استقلال، آزادى، وحدت ملى، موازين اسلامى و اساس جمهورى اسلامى را نقض نكنند. هيچ كس رانمى‏توان از شركت در آنها منع كرد يا به شركت در يكى از آنها مجبور ساخت. » سوم . کارکردهاي اجتماعي تبيين کارکرد هاي دانشگاه به عنوان يکي از مهمترين بخشهاي ساختار فرهنگي کشور و نقش که دانشجو در اين زمينه به عهده دارد ؛ به خوبي مبين ضرورت مشارکت سياسي دانشجويان مي باشد ؛ از ديگاه انديشمندان علوم اجتماعي و سياسي که به تبيين و بررسي ساختار هاي نظام اجتماعي ؛ کارکرد و رابط آن ها با يکديگر پرداخته اند ، و به نظريه « ساختارگرا کارکردي » مشهور است ؛ دانشگاه کارکرد و نقش موثري برساير ساختار هاي جامعه ايفا مي نمايد . چنانکه تالكوت پارسونز ، با ترسيم يك نظام سلسله مراتبي سيبرنتيك ، معتقد است كه كارويژه نظام فرهنگي، كنترل و نظارت از طريق توليد دانش و اطلاعات است ؛ که با ايفاي نقش فرهنگي مطلوب خويش ، نظام سياسي را جهت دهي و هدايت نموده و براي نظام اقتصادي نيز قابليت هاي لازم را تامين و نيروي انساني مورد لزوم را تربيت كند و ظرفيت انطباق نظام را با محيط افزايش دهد. و براي نظام اجتماعي نيز الگو و راهنماي عمل خواهد بود. به عبارت ديگر کارکرد نظام اجتماعي ، حفظ انسجام و ثبات يك جامعه است و کارکرد نظام سياسي تحقق اهداف تعهد آور يك نظام است و نظام اقتصادي به دنبال انطباق نظام با محيط اطراف مي باشد و دانشگاه محلي است که ظرفيت انطباق با محيط اعم از فيزيكي و اجتماعي را افزايش داده و موجبات تسلط و كنترل بر آن به منظور رفع نيازهاي انساني را فراهم مي سازد. و همچنين نقش مهمي در اهداف سياسي و استراتژي نظام سياسي و تامين الگوي ثبات اجتماعي را برعهده دارد.[29] بر اين اساس دانشگاه جزيره اي مستقل از جامعه نيست و ضمن تاثيرپذيري از نظام سياسي ، توانايي مهمي در تاثيرگذاري بخشهاي مختلف آن دارد . زماني تحصيل کرده يک محيط علمي قادر خواهد بود براي سامان دادن به مديريت نظام اجتماعي،سياسي ، اقتصادي و...؛ کارايي علمي مطلوب و موثري داشته باشد که همگام با کسب دانش هاي روز، نسبت به موضوعات اساسي کشور و نحوه مديريت آن ، حساسيت لازم را داشته باشد و از نزديک با مشکلات و مسايل اجتماعي جامعه خود نيز آشنا شود و عملاً مشکلات را شناسايي کند .و راه رسيدن به اين مقصود ، حضور و مشارکت فعال دانشجويان در دل اجتماع است ؛ و در صورت آگاهي از مناسبات فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و به تبع آن احساس مسئوليت براي هدايت جامعه و انسان است که نهايتاً يافتن راه درمان درد ها با استمداد از آموخته ها و تجربيات نظري وعلمي براي دانشجو ميسر مي شود.[30] از سوي ديگر يکي از کارکردهاي دانشجويان ، ايفاي نقش الگو براي هم سن وسالان خويش بوده و از توانايي قابل توجهي در تاثيرگذاري بر اطرافيان و خانواده هاي خود برخوردارند. و مهم تر آنکه بسياري از دانش آموختگان دانشگاه ، وارد بازار کار ، عرصه اجرايي و مديريتي کشور خواهند شد ؛ از اين رو نوع رفتار و جهت گيريهاي آنان در قبال مسائل سياسي کشور ، از اهميت بسزائي برخوردار مي باشد. چهارم . توسعه و کارآمدي نظام امروزه مشارکت و همياري در زمينه هاي گوناگون اجتماعي از ملاک هاي توسعه ، پيشرفت و کارآمدي نظام محسوب مي گردد. هر اندازه مردم و به خصوص طبقات تحصيل کرده ، در تصميم سازي ها ، و تصميم گيريها و به عهده گرفتن مسئوليت ها سهم بيشتري داشته باشند، توسعه ، پيشرفت و کارآمدي بيشتر خواهد بود. ارتباط مشاركت سياسى با بحث توسعه سياسى به حدى است؛ كه برخى از متفكران، پارامتر اصلى توسعه سياسى را مشاركت سياسى دانسته و بر اين اساس نظام‏هاى سياسى را تقسيم كرده‏اند.[31] سوم . ويژگيهاي دانشجوي سياسي دانشجوي سياسي مطلوب ، در جهت انجام مشارکت سياسي خود در سطح دانشگاه و جامعه اسلامي از خصوصيات ممتازي برخوردار مي باشد ؛ برخي از ويژگي ها عبارتند از : 1 . کسب بينش و تحليل سياسي مشاركت سياسى و حساسيت نسبت به امور سياسى نيازمند داشتن بينش و آگاهي هاي سياسي دقيق، تحليل صحيح و منطقي قضايا و تفسير و تأويل رفتار شخصيت‏ها، دولت ها و جريانات ، شرايط داخلي و بين المللي مي باشد. چنانکه امام علي (ع) مي فرمايد : « مَن عَرَفَ الاَيام لَم يغفل عَن الِاستِعدَاد ؛[32] کساني که آشنايي با شرايط و اوضاع زمانه دارند، از فراهم کردن و کسب آمادگيهاي لازم غافل نمي شوند.» مقام معظم رهبري نيزدر اين زمينه مي فرمايد: « يك نكته اساسى ... كه من هميشه در مواجهه با دانشجويان، روى آن تكيه ميكنم؛ و آن، پيدا كردن قدرت تحليل مسائل و جريانهاى مهم كشور است. سياست در دانشگاهها - كه بنده هميشه روى آن تأكيد كرده ام - به اين معناست. ما دو كار سياسى داريم: سياست زدگى و سياست بازى؛ اين يك جور كار است. اين را من به هيچ وجه تأييد نميكنم؛ نه در دانشگاه و نه در بيرون دانشگاه؛ بخصوص در دانشگاه. يكى هم سياستگرى است؛ يعنى حقيقتاً فهم و قدرت تحليل سياسى پيدا كردن؛ كه يكى از وظايف تشكلهاى دانشجويى اين است. من تأكيد ميكنم، تشكلهاى دانشجويى ...نوع برنامه ريزى و كار را به كيفيتى قرار دهيد كه دانشجو قدرت تحليل سياسى پيدا كند؛ هر حرفى را به آسانى نپذيرد و هر احتمالى را به آسانى در ذهن خودش راه ندهد يا رد نكند؛ اين قدرتِ تحليل سياسى، خيلى مهم است. ما غالباً چوب اين را خورده ايم؛ نه ما، بلكه ملتهاى ديگر هم بر اثر خطاها و خبطهايى در فهم سياسى شان، گاهى مشكلات بزرگى را از سر گذرانده اند. اين، يك مسئله مهم است.»[33] بر اين اساس داشتن قدرت تحليل سياسي و قبل از آن آگاهي صحيح و دقيق از پديده‏هاي اجتماعي و اتخاذ موضع آگاهانه ، صحيح ، بجا ، مناسب و برخاسته از مباني اسلامي، و عدم تبعيت از هواى نفس ، از ديگر ويژگي‏هاي دانشجوي سياسي است.[34] 2 . ارتقاي معرفت ديني و معنويت دانشجوي سياسي همواره در صدد ارتقاي سطح معرفت ديني و معنويت خويش و محيط دانشگاه و جامعه است. از اين منظر يک دانشجوي سياسي وظيفه دارد تا پس از شناخت مباني فکري اسلام، به خودسازي و تهذيب نفس خود که از مهمترين زمينه هاي رشد و توسعه سياسي فرد و جامعه است، بپردازد ؛ و پس از آن است که مي تواند به فرهنگ و جامعه خود، خدمت کند. چنانکه مقام معظم رهبري با تاکيد بر «عمق بخشيدن به معرفت دينى» در بين دانشجويان » ، مي فرمايد: «بايد كار معرفتى عميق انجام بگيرد... براى اينكه ما بتوانيم به اين آينده هاى مطلوب برسيم، احتياج به نسل جوانِ باهمتِ پُرانگيزه ى مؤمنِ تلاشگرِ كاردانِ راه بلد داريم. يكى از شرايط اصلى اش مؤمن بودن و متقى بودن است؛ اينكه مي گوييم تشكلهاى اسلامى و محيطهاى دانشجويى، معارف و معرفت اسلامى را در خودشان عمق ببخشند، براى اين است كه بتوانند اين بار سنگين را بر دوش بگيرند و به منزل برسانند؛ والّا نميشود. اين نكته و حرف اصلى ما با مجموعه هاى دانشجويى است.»[35] 3 . آرمانگرايي دانشجوى سياسي به واسطه بيدارى و آگاهى ديني وخصيصه آرمان خواه خود ، همواره در پى زنده كردن آرمان‏هاى مقدس انساني و اسلامي است . گاهى به واسطه گذشت زمان و ظهور نسل جديد، ارزش هايي همچون عدالت‏خواهى، آزادى‏خواهى و مساوات‏طلبى وبرابرى انسانى، آزادى، مبارزه با تبعيض و انحصارطلبى و استکبار، كم‏رنگ و بعضا فراموش مى‏شوند ، در اين جاست که دانشجوى سياسي مى‏تواند ارزش‏ها و آرمان هاي مقدس را متذكر شده و جامعه را از حركت‏هاى واپس‏گرايانه رهايى بخشد . بر اين اساس رهبر معظم انقلاب، دانشجويان و حركت‏هاى دانشجويى را به آرمان‏گرايى رهنمون ساخته، و چنين مى‏فرمايد: «طبيعت دانشجو، آرمان‏گرايى است؛ بايد هم آرمانگرا باشد . اگر آرمان‏گرا نباشد، اين حركت متوقف خواهد شد . در زمينه علم هم بايد آرمان‏گرا باشد . در زمينه جامعه و مسائل جارى خودش هم بايد آرمان‏گرا باشد . اصلا آرمان‏گرايى جوان، مايه پيشرفت است . اگر آرمان‏گرايى را در جوانان خفه كردند و كوبيدند و از بين بردند - يا زشت‏شمردند - اشكال بزرگى متوجه خواهد شد . اين نبايد باشد .» و در جايي ديگر تذکر مي دهند : « ممكن است دسترسى به يك آرمان ميسّر هم نباشد، اما رها كردن آن آرمان هم، جايز نباشد. لذا نگاه آرمانىِ شما و توقعاتى كه ناشى از اين نگاه هست، اين براى ما مطلوب است؛ اين را ميخواهيم و بايد باشد.»[36] 4 . پرسشگري و انتقاد بي ترديد پرسشگري و انتقاد سازنده لازمه تفكر ، پويايى و پيشرفت است. دانشجو در دانشگاه مى‏آموزد كه در برابر هر چه مى‏شنود و مى‏بيند چون و چرا بگذارد . اما و اگر كند، بپرسد و علت‏يابى كند . هر خواسته يا نكته‏اى را بى‏دليل نپذيرد و با شك به امور بنگرد . دانشجو در دانشگاه فرامى‏گيرد كه در مقابل هر رويدادى، مكث و تامل كند . در پس هر حادثه، ريشه‏ها و علل آن را ارزيابى كند و هر اتفاقى را تجزيه و تحليل نمايد . اين روحيه، كه خصيصه ارزشمند اذهان زنده و فعال است، به دانشجو هويت مستقل فكرى مى‏بخشد و او را در زمره قشر روشنفكر و منتقد جامعه قرار مى‏دهد .[37] از اين رو دانشجوي سياسي به عنوان فعالترين و حساس ترين عضو دانشگاه ، پرسشگر بوده و زبان انتقادى و طلبکارانه دارد. و به فرموده مقام معظم رهبري « نبادا كسى تصور كند كه اگر اين زبان انتقادى حتّى يك كمى تلخ هم باشد، حالا بنده كه اينجا نشسته ام، ناراحت خواهم شد، نه؛ اتفاقاً خودِ اين زبان انتقادى هم برخاسته ى از همان نگاه و توقعات آرمانى است؛ راضى نبودن به آنچه كه داريم، معنايش ميل و گرايشِ رسيدن به آن چيزى است كه نداريم و اين درست همان چيزى است كه ما ميخواهيم.»[38] از اين رو دانشجويان بايد انتقادات و نظرات انقلابى خود را به دور از هر گونه مصلحت انديشى و با صداقت كامل مطرح كنند، زيرا اگر دانشجو مصلحت‏انديش باشد، مسئولين جامعه به طريق اولى در تصميم‏گيرى‏هاى خود نيز مصلحت‏انديش مى‏شوند . 5 . توليد علم ، نو آوري و خلاقيت با توجه به اهميت توسعه علمي که مبناي توسعه پايدار و همه جانبه در کشور است، وظيفه اول و حرفه اي دانشجوي سياسي ارتقاي سطح علمي، تحقيقاتي و پژوهشي مي باشد. دانشجو بايد در مقام شناسايي و برجسته نمودن مطالبات و خواسته ها و نيازهاي واقعي جامعه بر آمده ، با استفاده از تحرک ، شادابي و پويايي دوران جواني خويش در مسير ارايه راه حل هاي علمي و خلق ايده هاي نو براي نيل به مطالبات و خواسته هاي مردم گام بردارند. مقام معظم رهبري در اين باره مي‏فرمايد: «يکي از فرايض حتمي براي اين نسل، عبارت از تقويت بُنيه علمي کشور است. اگر علم نداشته باشيم، اقتصادمان، صنعتمان، حتي مديريت و مسائل اجتماعي مان عقب خواهد ماند. براي مقابله با آنها (دشمنان) علم لازم است. اگر بخواهيد از لحاظ علمي پيش برويد بايد جرأت نوآوري داشته باشيد، استاد و دانشجو بايد از قيد و زنجير، جزم‏گيري تعريف‏هاي علمي القا شده و دائمي دانستن آنها خلاص شوند... آن وقتي که علم با هدايت، ايمان و عواطف صحيح و معرفت روشن بينانه و آگاهانه همراه شود، معجزه‏هاي بزرگي مي‏کند و کشور ما مي‏تواند در انتظار اين معجزه‏ها بماند.»[39] بر اين اساس حرکت در مسير نظريه‌پردازي و نظريه‌سازي علمي ضرورت مي يابد. به عنوان نمونه لازم است تا روي موضوع عدالت اسلامي ، مفهوم ، مصداق و حوزة كاربردي آن نظريه پردازي و کار دقيق علمي انجام شود. و در اين زمينه دانشجويان ضمن دعوت از افراد و کارشناسان مختلف اعم ازمخالف و موافق، به دور از هرگونه جانبدارى و تعصب، به بحث و جدال علمى و استدلالى بپردازند . 6 . هوشياري و حساسيت يکي از رسالت هاي دانشجويان، دقت و کند و کاو پيرامون پديده هايي است که در دانشگاهها به صورت جرياني، جناحي و غير واقعي مطرح مي شود . دانشجوي سياسي با هوشياري، صفا، صداقت و فراست خود هدف از طرح برخي مسايل سياسي و جريان سازي هاي انحرافي که به دنبال بي تفاوت نمودن دانشجويان ، يا کشاندن آنان به صف مخالفين و معترضين و تبديل دانشجو به عنوان پياده نظام جريان هاي سياسي ، هستند را ، به خوبي در مي يابد و مواضع مناسب را اتخاذ مي نمايد. رهبر فرزانه انقلاب در اين زمينه مي فرمايند : « مجموعه هاى دانشجويى - كه پايه ى اسلامى و پايه ى معرفتى دارند - در داخل دانشگاه، كارى نكنند كه رقابتهاى آنها يا معارضه هايى كه به نام رقابت انجام مي گيرد، به تضعيف قواى اين مجموعه هاى مؤمن بينجامد. اين مجموعه ها همديگر را حفظ كنند. من نمي گويم همه يك جور فكر كنند، همه يك جور سليقه داشته باشند؛ نه ممكن است، نه لازم؛ ليكن از معارضه و تضعيف يكديگر جداً خوددارى كنند. امروز ... دشمن به طور ويژه، بر روى جريانهاى دانشجويى، سرمايه گذارى مي كند؛ تا بتوانند در محيطهاى دانشجويى نفوذ و رخنه كنند و براى خودشان سربازانى را در آنجا تدارك ببينند. اين كار با نامهاى مختلف دارد انجام ميگيرد. امروز سرويسهاى جاسوسى امريكا و اسرائيل حتّى حرفى ندارند كه به تشكلهايى در دانشگاههاى ايران كمك مالى بكنند كه اين تشكل به حسب ظاهر، وابسته ى به توده ايهاى سابقند...يعنى براى معارضه ى با جريان دانشجويى اصيل و سالم - كه همان جريان اسلامى و پايبند به معنويت و مفتخر به ايرانى بودن خود است - حاضرند زير هر نامى، دانشجو را فعّال كنند؛ زير نام توده اى، سلطنت طلب و نامهاى گوناگون. شماها بايد متوجه باشيد.»[40] 7 . مستقل بودن از آنجا كه در مشاركت سياسي مباحثي نظيركسب قدرت، اعمال نفوذ و... مطرح مي‏باشد دانشجوي سياسي بدون ملاحظه نفوذها و فشارهاي بيروني و خواست مراكز قدرت، هدف و مسير خود را به صورت مستقل و متناسب با نقش و جايگاه دانشگاه شناسايي و ترسيم نموده و به اتخاذ سياستها و خط‏مشي هاي خويش مي پردازد ؛ و اجازه نمي دهد تا گروه‎ها و افراد فرصت‏طلب ، فرصتِ نفوذ در دانشگاه و تغيير اهداف جريان هاي اصيل دانشجويي را پيدا نمايند. جريان اصيل دانشجويي با تكيه بر عوامل سنجيده و خودآگاه تنها به جوشش و پويايي دروني دانشگاه و پيشرفت و کارآمدي نظام اسلامي فکر نموده و سخنگو و نماينده منافع عمومي مردم مي باشد نه ابزار گروههاي سياسي . بر اين اساس دانشگاه به عنوان نهادي که متعلق به همه مردم است به هيچ وجه قابل مصادره توسط هيچ يک از احزاب و گروهها و جريانات سياسي نيست . چرا که در اين صورت دانشگاهها تبديل به باشگاههاي سياسي مي شوند. جريان اصيل دانشجويي که برخاسته از واقعيات و دانشگاه باشد به واسطه دارا بودن شجاعت، صداقت و نجابت به هيچ وجه حاضر نخواهد بود که با گره خوردن با قدرت و ثروت، منزلت، اعتبار و نقش خود را تنزل دهد.[41] 8 . رعايت اصول اخلاقي و ارزشهاي ديني رفتارها ، نوع کنش و واکنش دانشجوي سياسي ‏براساس رعايت اصول اخلاقي ، ارزشهاي ديني ، احترام متقابل ، ادب سياسى و عقلانيت‌ مفاهمه‌اي‌ كه‌ لازمه‌ فرهنگ‌ سياسي‌ مشاركتي‌ ديني است ، مي باشد. در واقع ، رعايت اصول اخلاقي و ارزش هاي ديني، حفظ حريم كرامت وجودي همة افراد مي باشد و از اين رو لازم است تا رفتار سياسي دانشجويان ، بر اساس نُرم ها و هنجارهاي اجتماعي و ديني ضابطه‏مند انطباق يابد. و از آنجا که قشر فرهيخته و دانشجوي ايراني نيز برخاسته از متن چنين جامعه‏اي است ؛ مي‏توان احترام به اصول اخلاقي ، ارزش ها و باورهاي ديني و حركت در اين مسير را از آنان در تمامي فعاليت هاي سياسي و اجتماعي انتظار داشت. 9 . قانون مداري حاکميت قانون در تمامي ارکان نظام و سطوح مختلف جامعه ، از اهداف و آرمان هاي مهم دانشجوي سياسي است ، بر اين اساس يکي ديگر از ويژگي هاي دانشجوي سياسي ، آگاه بودن از چهارچوبهاي قانوني و حقوقي فعاليت هاي سياسي و رعايت اين ضوابط در کليه فعاليت هاي خويش مي باشد. بديهي است التزام به رفتار قانوني از يك‏سو نمايانگر مشروع پنداشتن نظامها و از سويي حاكي از عقلانيت رفتاركنندگان است و هر نوع حركتي خارج از ضوابط پذيرفته شده و قانوني ، نظير خشونت و عدم تحمل سياسي و...، نه تنها با واكنش لايه ها و سطوح مختلف جامعه مواجه خواهد شد ؛ بلکه آثار زيان باري را نيز براي دانشگاه ، مجموعه هاي دانشجويي و نظام اسلامي به دنبال خواهد داشت. بررسي حوادث تاريخي نيز به خوبي بيانگر اين واقعيت است كه بيشترين خطر و آفت براي نهضتهاي الهي و مردمي ، اقدامات غير قانوني و افراط و تفريط هاست. از اين رو نظام اسلامي همواره با حركتهاي خودسرانه و غير قانوني مخالف بوده و رهبر معظم انقلاب در اين زمينه مي فرمايند: «بارها گفته ام ، باز هم تكرار مي كنم، من معتقدم كه جوان مملكت بايستي در همه ميدان ها حضور و آمادگي داشته باشد، منتها با انضباط، اين گونه حركاتي كه ملاحظه شد، كساني به دانشگاه حمله كنند، ناشي از بي انضباطي است با هر نامي انجام بگيرد، غلط و محكوم است. اگر با نام دفاع از دين هم انجام بگيرد، غلط است اگر با نام دفاع از ولايت هم انجام بگيرد، غلط است. مگر من بارها نگفته ام كه در اجتماعاتِ كساني كه مخالفند هيچ كس نبايد رفتار خشونت آميز داشته باشد. چون اين كار دشمن را خوشحال مي كند...».[42] جمع بندي سياسي بودن دانشجو و مشارکت سياسي دانشجويان با توجه به مولفه هايي نظير جايگاه ، نقش و کارکردهاي مهم دانشجو در سطح نظام سياسي و جامعه از يک سو و توجه به آموزه هاي اسلامي پيرامون ضرورت و ضوابط مشارکت سياسي و بالآخره حدود و مقررات قانوني ، تبيين و لزوم آن اثبات مي گردد. حد لازم سياسي بودن به معناي حساسيت در برابر سرنوشت خود و جامعه خويش ، داشتن بينش و تحليل سياسي پيرامون مسائل داخلي و خارجي و جريان هاي موجود و در مرحله بعد تلاش فکري و عملي براي بهبود و پيشرفت کشور از طريق فرايندهاي مختلف علمي و پژوهشي ، سياسي ، فرهنگي و...مي باشد. از اين رو «افراط کاري سياسي» و يا «انفعال و بي تفاوتي سياسي» مغاير حقوق ، وظايف و جايگاه دانشجو بوده و کاملاً با آموزه هاي اسلامي ، اصول نظام ، منافع و امنيت ملي ، استقلال ، توسعه و پيشرفت مادي و معنوي کشور در تضاد و ناسازگاري است . اين موضوع را با سخن مقام معظم رهبري در ديدار دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكلهاى مختلف دانشجويى ، به پايان مي رسانيم : « مسئوليت شما سنگين است؛ هم بايد درس را بخوانيد، هم محيط سياسى تان را بشناسيد، هم روى محيط سياسى اثر بگذاريد و هم خودتان را از لحاظ فكرى و روحى آماده كنيد براى فردايى كه بلاشك وزن اين نظام متكى به معنويت - يعنى نظام جمهورى اسلامى - در معادلات جهانى بين المللى، ده برابر امروز خواهد شد. مطمئن باشيد كه ما چنين روزى را در پيش داريم و شما جوانهاى امروز، آن روز را خواهيد ديد. على القاعده آن روز ماها نيستيم؛ اما شماها هستيد و خواهيد ديد آن روزى را كه وزن و ثقل و اهميت جمهورى اسلامى در معادلات جهانى - چه از لحاظ سياسى، چه از لحاظ علمى و چه از لحاظ بيان افكار سازنده - ده برابر امروز است. بايد خودتان را ان شاءاللَّه براى آن روز آماده كنيد.»[43] ---------------------------------- [1] - ر.ک : جنبش دانشجويى، اميدها و بيم‏ها، عسگرى آملى ، پگاه حوزه شماره 106 . [2] - خلاصه بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار جمعى از اعضاى بسيج دانشجويى دانشگاههاى سراسر كشور ، 25/11/1379. [3] - ر.ک : فرهنگ علوم سیاسی ، علی آقا بخشی ، تهران : نشر چاپار ، 1383 ، ص 522 . [4] - Lester W.Milbrath. poltical participation، Rand Mc. Nally college publishing company، 1977،P.2. ؛ ر.ک : مفهوم مشارکت سیاسی ، داود فیرحی ، فصلنامه علوم سیاسی ، ش 1 ، ص 44. [5] - حسين سيف زاده، تحول از مشاركت منفعلانه به مشاركت فعالانه: تإمل نظرى، فصلنامه دانشكده حقوق و علوم سياسى، تيرماه 1373، شماره 32، ص193ـ165 . [6] - ر. ک : مایکل رایش ، جامعه و سیاست ، ترجمه منوچهر صبوری ، تهران : سمت ، 1383 ، صص 124-130. [7] - تاثير مشروعيت در مشاركت‏سياسى ، سيد محمدناصر تقوى ، فصلنامه حكومت اسلامى، ش 20 . [8] - ر.ک : مشاركت سياسى: فرآيندها و برآيندها ، مرتضى شيرودى، رواق اندیشه ، ش 41 . [9] - جامعه و سیاست ، پیشین ، ص 131 . [10] - Robert E.Dows , Political Sociology , London , 1986, P. 296. [11] - جنبش دانشجويي و تأثير بر تحولات اجتماعي ، سيد عباس صالحي ، باشگاه انديشه ،16/2/1382 . [12] - ر.ک : جامعه شناسی سیاسی ، حسین بشیریه ، تهران : نشر نی ، 1378 ، ص 260 . [13] - تاریخ جنبش دانشجویی ایران ، دکتر محمد باقر خرمشاد (مقدمه) ، تهیه و تنظیم حسین قویدل معروفی ، انتشارات نجم الهدی ، 1385 ، ص 37 . [14] - جامعه شناسی سیاسی ، پیشین ، ص 261 . [15] - ر.ک : جنبش دانشجويى، اميدها و بيم‏ها، پیشین . [16] - بيانات‌ مقام‌ معظم‌ رهبري‌ در جمع‌ دانشجويان‌ دانشگاه‌ صنعتي‌ شريف، آذر 1378 . [17] - روزنامه شرق، 16 آذر 1383 . [18] - ر.ك: دين و دولت، علي رباني گلپايگاني؛ نظام سياسي اسلام، محمد جواد نوروزي؛ فصلنامه كتاب نقد، ش20و21، جامعه برين، سيد موسي مير مدرس؛ مجله حوزه و دانشگاه، ش1 [19] - آيه 30 سوره بقره . [20] - جهت آگاهی بیشتر ر.ک :سيدمحمدباقر صدر ، خلافت انسان و گواهى انبيا، ترجمه دكتر جمال موسوى، تهران : انتشارات روزبه، 1359، صص‏1-10 . [21] - محمد تقى جعفرى، حاكميت‏خداوندى و حكمت اصول سياسى اسلام، مجموعه مقالات دهمين كنفرانس بين المللى وحدت اسلامى مجمع جهانى، تهران: مجمع جهانى اهل بيت،1377، ص 314 . [22] - محمد حسين طباطبايى، تفسير الميزان، ج 4، ص 22. [23] - مبانى فقهى مشاركت‏سياسى ، سيد عبد القيوم سجادى ، فصلنامه علوم سیاسی ، ش 8 . [24] - مبانى حاكميت مردمى در اسلام و انديشه امام خمينى (مجموعه مقالات حكومت دينى در انديشه امام)، ج 1، ص‏367. [25] - امام خمینی (ره) ، صحیفه امام ، ج 3 ، ص 42 . [26] - ر. ک : مبانى فقهى مشاركت‏سياسى ، پیشین . [27] - برای آشنایی بیشتر ر. ک : بررسی تتطبیقی نظریه های ولایت فقیه ، شریف لک زایی ، قم : پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ، 1385، صص 139 - 181 ؛ مبانى دينى مشاركت سياسى، محمد منصورنژاد ، فصلنامه حکومت اسلامی ، ش 37 . [28] - ر.ك: اصول 1، 3، 6، 7، 19، 20، 21، 23، 24، 26، 27 و ... [29] - جهت آگاهی بیشتر ر. ک: مدرنیته و نظریه های جدید علم سیاست ، سید حسین سیف زاده ، تهران : نشر دادگستر ، 1379 ، صص 149 – 155 . [30] - خبرگزاری مهر ، گفت وگو با مهندس محمد رضا طورانی نایب دبیر مجمع اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان ایران ، ۱۳۸۲/۰۷/۰۵ . [31] - عبدالعلى قوام، توسعه سياسى و تحول ادارى، تهران : نشر قومس ،1373، صص‏12- 8 . [32] - الحیاه ، محمدرضا حکیمی ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، ج 1 ، ص 135 . [33] - بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكلهاى مختلف دانشجويى ، 25/ 07/ 85 . [34] - ر. ک : شناخت و تحلیل سیاسی ، جواد منصوری ، مشهد : انتشارات آستان قدس رضوی ، 1372 . ، صص 120 – 133 . [35] - بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكلهاى مختلف دانشجويى ، 25/ 07/ 85 . [36] - بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكلهاى مختلف دانشجويى ، 25/ 07/ 85 . [37] - جنبش دانشجويى، اميدها و بيم‏ها ، پيشين . [38] - بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكلهاى مختلف دانشجويى ، 25/ 07/ 85 . [39] - ديدار دانشجويان، دانشگاه صنعتي اميرکبير 9/2/79 . [40] - بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكلهاى مختلف دانشجويى ، 25/ 07/ 85 . [41] - خبرگزاری مهر ، گفت وگو با مهندس محمد رضا طورانی، پیشین . [42] - روزنامه جمهوري اسلامي، بیانات مقام معظم رهبری ، 22تير 1378، ص 2 . [43] - بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دانشجويان نمونه و نمايندگان تشكلهاى مختلف دانشجويى ، 25/ 07/ 85 .

اما پيرامون قسمت دوم پرسش يعني در زمينه تفکيک دانشجويان پسر از دختر گفتني است تفكيك دانشگاه ها، موضوعی است که از سالهاست مشغله فکری و ذهنی مسئولان فرهنگی جامعه می باشد و گاه و بی گاه نقل محافل در جامعه می شود. عده کثيری بر آنند که دانشگاه ها به صورت جدا و مجزا همانند حوزه خواهران و برادران تشکيل شود. استدلال اين عده به وجود آفات و آسيب ها در برگزاری کلاسهای دانشگاه به صورت مختلط می باشد. از اين آفات و آسيب ها به نمونه هايی اشاره می کنيم.
1. عدم مراعات ارزشها و شئونات اسلامى: اختلاط موجب به وجود آمدن برخی مشكلات و ناهنجارى‏هاى می شود، كه به هيچ وجه شايسته و زيبنده جو مقدس و محيط علمى دانشگاه نمى‏باشد.
2.به وجود آمدن برخى انحرافات جنسى، اخلاقى و اجتماعى در اثر عدم رعايت شئونات اسلامى از قبيل ارتباط نامشروع دختر و پسر و... اغلب خانواده های مومن و متدين به اين دليل از حضور دختران و زنان خود در دانشگاه مانع می شوند.
3.پايين بودن بهره وری علمی کلاس: در کلاس های مختلط که دختر و پسر هر دو حضور دارند فکرها درگير می شوند و محيط نمی تواند کارکرد علمی داشته باشد و حضور جنس مخالف هميشه ذهن دانشجو را به خود مشغول می دارد. و اين نيز به نوبه خود موجب افت تحصيلی دانشجو می شود.
4. داشتن اضطراب و نگرانى در ارائه تکاليف و کنفرانس های کلاس؛ چه بسا دختران مؤمن و متعهدی که به اين خاطر حاضر به ارائه کنفرانس نمی شوند و از امتياز آن چشم پوشی می کنند.
5. ...
اينها نمونه هايي از آفات اختلاط کلاسهاي دانشجويي است ،از اين رو برگزاري جداگانه کلاسها از سوي دانشگاه ها نه تنها موردي نخواهد داشت ،بلکه جاي ستودني است.
نوشتار خود را از گفتاري از استاد شهيد مطهري در اين مورد ادامه مي دهيم:
«اسلام .. نهايت مراقبت را در برخوردهاي زنان و مردان اجنبي دارد . .. طرفدار دور نگهداشتن زنان از مردان است . مي‏گويند پيغمبر اكرم‏ در زمان حيات خويش اشاره كرد كه در ورودي زنان به مسجد از در ورودي‏ مردان مجزا باشد . روزي اشاره به يكي از درها كرد و فرمود : « لو تركنا هذا الباب للنساء » يعني خوب است اين در را به‏ بانوان اختصاص بدهيم ... رسول خدا خوش نداشت كه‏ زن و مرد در حال اختلاط از مسجد بيرون روند . زيرا فتنه‏ها از همين اختلاطها بر مي‏خيزد . فقهاء به همين مناسبت فتوا مي‏دهند كه اختلاط مردان و زنان مكروه است . ..رابطه زن و مرد اجنبي سخت خطرناك است .آنچه اسلام لااقل به صورت يك امر اخلاقي توصيه مي‏كند اينست كه تا حد ممكن اجتماع مدني غير مختلط باشد . [زيرا]جامعه امروز زيانهاي اجتماع مختلط را به چشم خود مي‏بيند . [آري اختلاط]برخلاف مرضي شارع مقدس اسلام است . (مسئله حجاب ؛صص236-233)
با اين توضيحات برخي از دانشجويان مومن و متعهد و خانواده های آنان و حتی برخي از بزرگان دين، موافق دو جنسيتی بودن دانشگاه ها نمی باشند. اما اين مسأله به دليل نبود فضاها و اساتيد مورد نياز کافی در اغلب دانشگاه ها فعلاً عملی نشده و عملی کردن آن نيز به دليل برخی کاستی ها ممکن نيست. از اين رو می گوييم که فرهنگ سازی در اين موضوع تا امکان آن، از ضروريات اجتناب ناپذير است.
اما بايد توجه داشت که فرهنگ سازی در دوجنسی بودن دانشگاه ها با مشکلاتی روبروست:
اولاً: اينکه دختر و پسر در اين سن در اوج غليان شهوانی و بلوغ جسمانی قرار دارند، و اگر کسی با اين حال و با اين زمينه ادعا کند که هيچ به گناه و معصيت مرتکب نمی شود و يا هيچ آفت و آسيب دوست بازی و برقراری روابط نامشروع و ديگر آسيب های اخلاقی دامن گير او نمی شود ادعاي بزرگي است كه احتياج به اثبات دارد. چه پسر و دختر از دوران دبستان تا سطح دانشگاه به صورت جداگانه در کلاس حاضر می شوند اما متاسفانه در اين مقطع سنی به صورت مختلط و همه مشکلات از اينجا ناشی می شود.
ثانياً: منظور از اين فرهنگ سازی چيست و مسئول آن کيست و چه نهاد و ارگانی با چه هزينه و سرمايه ای، با صرف چقدر زمان و مدت و... همه اينها دارای ابهام است و اين در حالی است که از اوايل انقلاب مسأله جداسازی و تک جنسيتی کردن دانشگاه ها مطرح بوده و تاکنون سه دهه می گذرد، هنوز در بلاتکليفی مانده است. اگر با فرهنگ سازی مسئله قابل حل بود، تا به حال مسئولين امر به آن اقدام می کردند و متولی آن مشخص بود.