فريادي در اوج سكوت
دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگي هاي عالم
شيشه قلبم آنقدر نازك شده كه با كو چكترين تلنگري ميشكند
دلم مي خواهد فرياد بزنم ولي واژه اي نمي يابم كه عمق دردم را در فرياد منعكس كند. فريادي در اوج سكوت كه هميشه براي خودم سر داده امدلم به درد مي ايد وقتي سر نوشت را به نظاره مينشينم
كاش مي شد پرواز كنم
پروازي بي انتها تا رسيدن به ابدييت...
+ نوشته شده در شنبه سی ام دی ۱۳۹۱ ساعت 16:50 توسط omid
|