کراوات، ریشه در دوره‌ی حکومت کلیسا دارد ...

و پس از جنگ‌های صلیبی ...

و سقوط دولت عثمانی و سایر کشورهای اسلامی ...

به اجبار و به تبلیغ به فرهنگ مسلمانان تحمیل شد ...

در آن دوره حکومت در اختیار مسیحی‌ها و کلیسا بود ...

و قدرت نیز در دست «کروات‌ها» بود ...

که مانند :

جنگ «صرب‎ها» و« کروات‌ها» علیه مسلمانان « بوسنی هرزگوین» ...

در آن موقع نیز جنایات بی‌شماری علیه مسلمانان ...

و اساساً غیر مسیحی‌ها به راه انداختند ...

و کروات‌ها در یوگسلاوی سابق و ...

نقش بسیار مهمی در این جنگ‌ها داشتند ...

در آن دوره ...

 مردم را مجبور کردند که به میل و یا به اجبار ...

واز ترس کشته شدن یا آسیب‌ دیدن به عنوان غیر مسیحی یا مخالف ... 

صلیب به گردن خود آویزان کنند ...

این صلیب ...

 کم‌ کم و به ویژه :

پس از «رنساس» که مردم مسیحی بودند ...

حکومت‌های ضد کلیسا و مسیحیت قدرت را در دست گرفتند ...

و به شکل «کراوات» درآمد ...

و پس از مدت کوتاهی نیز به « پاپیون » تبدیل شد ...

تا هم مستقیماً صلیب نباشد ...

و هم اعتقاد و گرایش دینی مسیحیان را پاسخگو باشد ...

و پس از آن به عنوان سمبل « مدرنی ، شیکی و گرایش به غرب» ...

به همگان تحمیل شد ...

و توسط اعمالی چون :

آتاتورک یا« آتاترک»  در ترکیه ...

رضاخان در ایران ...

شیوخ وابسته در کشورهای عربی ...

به بلاده اسلامی تحمیل گردید ...

و سپس با تبلیغات گسترده‌ی مستقیم و غیر مستقیم القا کردند که ...

هر کس کروات بزند ...

لابد انسان فرهیخته، با فرهنگ و با شخصیتی است ...

و هر کس نزند، لابد انسانی لاابالی است ...

البته ...

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ...

این فرهنگ ...

حتی در میان شخصیت‌ها و سیاستمداران غربی نیز شکسته شد ...

اما هنوز استعمال و بر آن اصرار می‌شود ...

لذا ...

نه تنها لزومی ندارد که یک مسلمان و یک ایرانی ...

صلیب و علامت مسیحیان و غربی‌ها را به گردن خود آویزان نماید ...

و خود را به شکل آنان درآورد ...

بلکه ...

امروزه کراوات به غیر از علامت صلیب مسیحیت ...

علامت غرب‌زدگی نیز می‌باشد ...

بلکه مسلمان نباید ذلیل باشد ...

و چنین علامتی را به عنوان :

غرب زدگی یا شیکی یا هر عنوان دیگری از گردن خود آویزان نماید ...

یک مسلمان خودش انسان و علامت خدا٬ ایمان و اسلام است ...

و نباید خود را به ابزار زنده و متحرک تبلیغاتی دشمنان خود مبدل نماید ...