شاخص های ولایتمداری
چکیده
پیوند ولایت با محبت و اطاعت از سویی و با بصیرت و معرفت از سویی دیگر چگونه قابل تبیین است؟ در غبارآلودگی فتنه شناخت ولایتمدار واقعی چگونه ممكن است؟ شاخص های ولایتمداری چیست؟
این نوشتار در پی بررسی ویژگیهای برجسته ولایتمدار واقعی است و نشان میدهد كه بصیرت، محبت، اطاعت و ثبات قدم به عنوان شاخص های ولایتمداری قابل طرح هستند.
کلیدواژهها:
ولایت، شاخص، بصیرت، اطاعتپذیری، محبت، صبر.
مقدمه
«ولایت و ولایتمداری» در شیعه از جایگاه والایی برخوردار است؛ زیرا مكتب اهلبیت(ع) نمایانگر اسلام ناب محمدی(ص) و تنها نماینده واقعی آن است و هر كس كه به وادی ولایت نزدیكتر و در ولایتمداری استوارتر است، از این چشمههای معنوی بهره بیشتری خواهد برد.
تفكیك ولایتمداران واقعی از ولایتگریزانی كه تنها مدعی ولایتمداریاند، نیاز به ارائه شاخصهایی دارد تا از سویی، در صحنههای فتنه راهنمای جویندگان حق در شناخت خواصّ حامی ولایت، باشد و از سویی دیگر، برای هر فردی میزانی در تشخیص درجه ایمان واقعی خود به ولیّخدا باشد.
محبتورزی و اطاعتپذیری در برابر ولیّخدا از برجستهترین شاخصهها و ویژگیهای فرد ولایتمدار است. البته باید توجه داشت كه محبت به ولیّخدا در پرتو محبت به خدا و فرمانبری از آنها، اطاعت از خداست. قرآن كریم در عین اینكه ولایت را تماماً از آن خدا و منحصر در او میداند (شوری:9)، آن را برای پیامبراكرم(ص) و ائمه هدی(س) نیز اثبات كرده است (مائده:55) و در همیین راستا، اطاعت از اولی الامر را همانند اطاعت از خداوند متعال واجب كرده (نساء:59)، محبتورزی به آنان را پاداش رسالت میداند (شوری:24).
این نوشتار، پس از مفهومشناسی مختصر در واژه «ولایت» و «شاخص» به ارائه مهمترین ویژگیهای افراد ولایتمدار با ارائه نمونههای مناسب تاریخی در هر مورد، خمت گمارده است.
مفهومشناسی
ولایت به معانی نزدیکی، تسلط، قدرت، فرمانروایی، محبت، عهدهداری کاری، حکم، پشتیبانی، زمامداری، سرپرستی و تصرف آمده است،[1] اما به نظر میرسد معنای اصلی و محوری آن- چنانکه راغب آورده است- عبارت است از نزدیکی دو چیز به هم بهطوری که فاصلهای میانشان نباشد.[2] مراد از ولایت در اصطلاح دینی و قرآنی، تقرّب معنوی است. بر این اساس، نزدیکی و پیوند قلبی و محبتورزی افراد به همنوع، ولایتورزی است، و نزدیکی به معنای تصرف در امور دیگری و تدبیر آن، نوعی ولایت است. بندگی و پیوند معنوی با خدا و عشق و علاقه به اولیای الهی موجب ورود به وادی ولایت میشود.
شاخص، به معنای کسی که میان مردم برگزیده و ممتاز باشد، علامتی که در آفتاب برای تعیین وقت ظهر نصب میشود، و تیری که از بالای نشان درگذرد، آمده است.[3] مراد از شاخص در این نوشتار، با توسعه در معنای دوم، به معنای هر نوع ملاک و معیار است؛ چنانکه میگویی: شاخص ما در انتخابات، قانون اساسی است یا شاخص ما در تقلید، مجتهد دارای شرایط است.
اینک بعد از تبیین مفهوم ولایتمداری و شاخص، چند نمونه از شاخصههای ولایتمداری ذکر میشود.
شاخصههای ولایتمداری
افراد ولایتپذیر[4] یعنی کسانی که با محبت و عشق، از ولیخدا اطاعت میکنند، دارای شاخصههایی هستند که عبارتند از:
1. ولایتمداری در سایه بصیرت
بصیرت در لغت به معنای علم وعبرت و حجت آمده است و در فرهنگ قرآنی به معنای رؤیت قلبی و باطنی است.[5]
بصیرت گوهری است که اگر در وجود انسان باشد، او را ارزشمند میکند؛ زیرا انسان بصیر میتواند در وقایع خارجی حق را – که به مثابه آب صاف و پرحرکت است- از باطل – که در حکم کف سطح آب است- جدا کند.[6] وقتی به تاریخ اسلام مراجعه شود، این نکته جلب توجه میکند که بیبصیرتی مردم در عصر امام حسین(ع) باعث شد تا به جای حق، باطل را قبول کنند و نماد حق را رها کنند؛ زیرا فتنهگری دشمنان فضا را چنان غبارآلود میکند که شناخت حق به دشواری میسر است؛ چنانکه عمرسعد برای تحریک مردم به قتل امام حسین(ع) میگفت: يَا خَيْلَ اللَّهِ ارْكَبِي وَ بِالْجَنَّةِ أَبْشِرِي[7] یعنی ای سوارکاران الهی سوار شدید و بهشت برشما بشارت باد؛ در صورتیکه شناخت و پیروی از ولیّخدا میتوانست آنها را از جهنم نجات دهد.
صاحبان بصیرت در قرآن مورد مدح قرار گرفتهاند و از آنها به «اهل اعراف»[8] یعنی کسانی که مشرف بر جمیع اهل محشرند و هر کسی را در مقام خود مشاهده میکنند، تعبیر شده است. گویا شخص بصیر مانند دیدبان تیزبین و واقعبینی است که بر سر قلّه کوه مواظب است تا در دید خود اشتباه نکند و واقعیت را ببیند و توجه کند که سرابهای اطراف او خود را آب جلوه ندهند.
افراد ولایتمدار و ولایتپذیر باید در امر دین و شناخت صفات الهی و آگاهی نسبت به احوال دنیا و آخرت و شناخت کامل نسبت به حجت خدا بصیرت داشته باشند و آرمان آنها رسیدن به درجه کسانی باشد که خداوند در مورد آنها فرمود:
كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ.[9]
من شنوایی او میشوم که با آن میشنود و بینایی او میشوم که با آن میبیند و زبان او میشوم که با آن حرف میزند و دست او میشوم که با آن قدرتمندانه آنچه را که میخواهد به دست میآورد. اگر او مرا بخواند او را اجابت میکنم و اگر چیزی بخواهد به او میدهم.
چنین بصیرت و شناختی تنها در سایه ایمان به وجود میآید که خداوند در قرآن کریم میفرماید:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً (انفال:29)
ای کسانی که ایمان آوردهاید اگر از خدا بترسید، خداوند قوه تشخیص حق از باطل روزیتان میکند.
وقتی انسان وجودش را خدایی کند، خداوند بصیرت و شناخت نسبت به ولیّ خود را روزیاش میکند تا با هدایت او از راه مستقیم خارج نشود.
نمونه درخشان اهل ولایت دارای بصیرت یاران امام حسین(ع)اند که هرچه در سختی و تشنگی آنها اضافه میشد و هرچه لحظه شهادت آنها نزدیکتر میشد، بر صبر ناشی از بصیرت آنها افزوده میگشت.[10] شخص ولایتمدار که به چشمه بصیرت رسیده است، از جان دادن در راه ولیّخدا باکی ندارد و به مقام رضا و تسلیم میرسد؛ چنانکه امام صادق(ع) در زیارت اباالفضل العباس (ع) میفرماید:
أَشْهَدُ لَكَ بِالتَّسْلِيمِ وَ التَّصْدِيقِ وَ الْوَفَاءِ وَ النَّصِيحَةِ لِخَلَفِ النَّبِيِّ الْمُرْسَلِ.[11]
شهادت میدهم که نسبت به جانشین رسول اکرم(ص) در مقام تسلیم بودی، حضرتش را تصدیق نمودی و در شأن وی وفا و خیرخواهی کردی.
ویژگی دیگر اهل بصیرت، دوری از دنیازدگی است؛ چنانکه در رد اماننامه توسط حضرت اباالفضل(ع) نمود پیدا کرد. هنگامیکه شمر برای جدا ساختن ابوالفضل العباس(ع) فریاد زد: خواهرزادگان من عبدالله، جعفر کجایید. قمر بنیهاشم و برادرانش ساکت و باکمال ادب چشم به اشاره داشتند؛ تا امام حسین(ع) حکم فرمود: «جوابش را بدهید اگرچه فاسق است.» آنگاه قمربنیهاشم جواب دندانشکنی به شمر داد.[12]
اما بیبصیرتی، پیروان ولایت را از ولیّخدا جدا میکند؛ چنانکه در جنگ جمل افرادی را میبینی که مدعی پذیرش حکومت امام علی(ع) بودند اما با همه شناختی که از فضائل و مقام معنوی حضرتش داشتند، در حقانیت و مشروعیت این جنگ دچار تردید شدند؛ پس به امیرالمؤمنین(ع) گفتند: ما را به جایی بفرست که یقین داشته باشیم با کفار میجنگیم. امام علی(ع) نیز آنها را به سرحدات فرستاد.[13] این گروه ولایتگریزانی هستند که در هنگامه کارزار بر اثر بیبصیرتی از ولایت جا میمانند.
2. ولایتمداری همراه اطاعت
دومین شاخصه ولایتمداری، اطاعت بیچون وچرا از ولیّ خداست. اطاعتی مخلصانه و از روی آگاهی و بر اساس حب به ولایت؛ همانگونه که خداوند در مورد افرادی که ولایت رسول گرامی اسلام(ع) را میپذیرند، چنین میفرماید:
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً. (نساء:65)
به پروردگارت سوگند! که ایمان نمیآورد مگر آنکه تو را درباره آنچه میانشان مایه اختلاف است، داور قرار دهد سپس در دلهایشان از حکمی که کردهای (اندکی) احساس ناراحتی نکند و کاملاً سر تسلیم فرود آورد.
حضرت علی(ع) افراد ولایتمدار را اینگونه نصیحت میکند:
به اهلبیت پیامبرتان نگاه کنید و به آن سو که میروند، پی آنها را بگیرید؛ ... اگر ایستادهاند بایستید و اگر برخاستهاند شما نیز برخیزید. به آنان پیشی نگیرید که گمراه میشوید و از آنان بازپس نمانید که هلاک میشوید.[14]
آنها که ادعا میکنند خداوند را دوست دارند و به ولایت وسرپرستی او علاقه دارند، باید از فرستاده او پیروی کنند تا مورد محبت الهی قرار گیرند.[15] البته برای رسیدن به مقام اطاعت باید از قدرت ایمان کمک گرفت و دل را در چشمهسار معرفت، از رذائل شستوشو داد.
نمونه زیبای اطاعتپذیری بیکموکاست اطاعت غلام امام صادق(ع) است که به امر مولایش تنور را روشن کرد و در حالیکه آتش از درون تنور شعله میکشید، به درون آن رفت و سالم بیرون آمد.[16]چنین افرادی هستند که امام به وجودشان در جمع پیروان خود مینازد.
نمونه دیگر، اویس قرنی است که هم اهل مناجات و هم اهل جهاد بود. او در جنگ صفین که اوج شبههافکنی در تعیین مصداق حق بود، با امیرالمؤمنین(ع) تجدید بیعت نمود تا جان را در راه مولای خویش قربانی کند. آنگاه در رکاب امام خویش جنگید تا به شهادت رسید.
یکی از انگیزههای اطاعت نکردن از اولیای الهی دنیاطلبی است. به این ترتیب، اطاعت نکردن از ولایت در قالب توجیهپذیر بودن انتخاب و مصلحتاندیشی بروز میکند. افرادی که دین را تا هنگامیکه به نفع مادی آنها لطمه نزند، قبول دارند. خداوند در قرآن کریم در اینباره میفرماید:
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ. (حجّ:11)
و از مردم كسی است كه خدا را شعاری عبادت میكند؛ پس اگر نعمتی به او برسد به آن عبادت آرام گیرد و اگر بلایی به او برسد به روی خود برگردد.
حضرت فاطمه زهرا(س) در خطبه فدکیه علت جامعهشناختی اطاعتناپذیری از ولایت را اینگونه بیان میفرماید:
َ أَلَا قَدْ أَرَى أَنْ قَدْ أَخْلَدْتُمْ إِلَى الْخَفْضِ.[17]
(ای انصار) به هوش باشید! من میبینم شما به سوی تنبلی و تنآسایی و عافیتطلبی میروید.
آنها که در مرحله امتحان، به بهانههای دنیوی از اطاعت سرپیچی میکنند، به گمراهی آشکار دچار شدهاند.[18] چنانکه در داستان جنگ تبوک، با کسانی روبرو میشوی که با بهانهتراشی و توجیهگری از اطاعت ولیّ خدا خارج شدند. گرمی هوا، دوری راه، قرار گرفتن در فصل برداشت محصول، مجهز بودن دشمن و ... راههای توجیهگری خروج از سپاه اسلام است. در قرآن کریم این افراد و روش آنها مورد نکوهش قرار گرفته است.[19]
گاه منفعتطلبی چنان چشم اطاعتپذیری را کور میکند که افراد سودجو به تفسیر کلام معصوم در جهت منافع خود نیز میپردازند. امام صادق(ع)، آنها را که در پی توجیه سخنان حضرتش برای منافع خود هستند، مورد سرزنش قرار داده و فرمود:
وَ اللَّهِ مَا أَنَا لَهُمْ بِإِمَامٍ … إِنَّمَا أَنَا إِمَامُ مَنْ أَطَاعَنِي[20]
به خدا سوگند! من امام اینها نیستم. …من امام کسی هستم که (بدون تفسیر به رأی) از من پیروی کند.
3. ولایتمداری و محبتورزی
محبت - كه به معنای میل به كسی است كه دربردارنده خیر و كمالی برای آدمی باشد- شالوده هر نوع ولایتی است؛ زیرا بدون كشش و علاقه قلبی، هیچگونه پیوند و ارتباط معنوی و روحی برقرار نمیشود. ازاینرو، به تصریح قرآن كریم، مؤمنان راستین بیشترین محبت را به خدا دارند. (بقره:165)
اما محبت تنها یك علاقه قلبی ضعیف و خالی از اثر نیست بلكه باید آثار آن در عمل انسان انعكاس یابد. مهمترین آثار محبت عبارتند از: حركتآفرینی و پویایی، اطاعتپذیری، لذتبخشی انس با محبوب و كسب احساس آرامش و اطمینان، و امید به آینده. از میان این آثار، تلازم اطاعت با محبت در ارتباط با بحث ولایتمداری قابل تبیین است؛ چنانكه آیه 31 سوره آل عمران: «قل إن كنتم تحبون الله ...» بر تلازم محبت و اطاعت دلالت دارد. این آیه نشان میدهد آنان كه پیوسته دم از عشق و محبت پروردگار و اولیای الهی میزنند ولی رفتاری كاملاً مخالف با خواست و اراده خدا و اولیای او دارند، مدعیانی دروغین بیش نیستند.[21] اطاعتی كه ناشی از محبت است در اطاعت از فرمان الهی و پرهیز از گناه، نمود پیدا میكند؛ چنانكه امام صادق(ع) میفرماید:
نافرمانی خدا را میكنی، با این حال ادعای دوستی او را داری؟ به جانم سوگند، این كار عجیبی است! اگر محبت تو راست بود، حتماً اطاعت فرمان او میكردی؛ زیرا كسی كه دیگری را دوست دارد از فرامین او پیروی خواهد كرد.[22]
از این جهت پیامبر اكرم(ص) مزد رسالت خویش را محبت به اهلبیتش میداند (شوری:23) كه محبت با فرمانبری تلازم دارد. چنین محبتی است كه صاحب آن شهید و آمرزیده شده است و با ایمان كامل از دنیا میرود.[23]
4. ولایتمداری و صبر
از ویژگیهای اهل بصیرت ولایتمدار آن است که بصیرتشان با صبر گره خورده است و در سختیها نیز پای ولایت میایستند؛ چنانکه قرآن میفرماید:
إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ. (احقاف:13)
همانا کسانی که گفتند پروردگار ما خداست بعد (در این راه) استقامت کردند پس ترسی بر آنها نیست و محزون نمیشوند.
ولایتمدار حقیقی كسی است كه در مسیر ولایت با مدد از نیروی بصیرت از بیتابی خودداری كرده، با صبر و شكیبایی خود، سختیها، بلاها و زخم زبانهای اطرافیان را به جان بخرد و با آرامش خود دشمن را ناامید كند. در اینجا نباید از رابطه صبر وبصیرت غافل شد. نمونه بارز صبر، استقامت و ثبات قدم، حضرت زینب(س) است كه در واقعه كربلا با بصیرت کامل، جلوههای باشكوهی از صبوری را به نمایش گذارد. روح صبور زینب است كه بعد از اینهمه مصیبت، میگوید: ما رأیت إلا جمیلاّ[26] من جز زیبایی ندیدم.
نتیجه و پیشنهاد
مهمترین شاخصههای ولایتمداری عبارتند از: بصیرت، محبتی كه از بصیرت و شناخت حاصل میشود، اطاعتی كه نشانه محبت واقعی است و صبری که با بصیرت گره خورده است. آن دسته از افرادی كه ادعای ولایتپذیری، محبتورزی به ولایت، استقامت و پایمردی در همراهی با ولیّخدا و در یك كلام ولایتمداری دارند، باید بدانند تنها زمانی حق ولایت را تمام و كمال به جای آورده، از جفای خواسته یا ناخواسته به آن نجات مییابند كه در دوستی خود صادقانه رفتار كرده، گوش به فرمان باشند. تقویت بنیه دینی، پیروی از فرامین الهی و پرهیز از گناه و دنیاطلبی تقویتكننده درجه محبت نسبت به ولایت است.
بررسی تفصیلی رابطه محبت و اطاعت و رابطه صبر و بصیرت، راز صبر زینب(س) در اوج بصیرت و در كشاكش مصائب، و تبیین معرفتشناسی ولایتمداران واقعی مثل حضرت ابالفضل عباس(ع) مقولههای نوئی برای كار تحقیقی هستند
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۱ ساعت 13:9 توسط omid
|