تفاوتهای تیم اقتصادی احمدینژاد و روحانی
به گزارش قدس آنلاین به نقل از تراز، تا چند روز دیگر کابینه رئیس جمهور منتخب به طور رسمی کار خود را آغاز میکند ؛ اما سوال این است این کابینه چه خواهد کرد ؟برنامه این کابینه برای اداره کشور چیست ؟تیم اقتصادی روحانی چه تفکراتی دارند و می خواهند با اقتصاد ایران چگونه رفتار کنند ؟ این سوالات باعث شد تا پایگاه خبری –تحلیلی تراز به سراغ دکتر حسن حیدری استاد اقتصاد دانشگاه رفته و از او بپرسد:" تفاوت های اقتصادی احمدی نژادو روحانی چیست؟"
آقای دکتر حیدری رئیس جمهور منتخب اجرای فاز دوم هدفمندی را منوط به اصلاح بازار ارز و پول دانسته اند به نظرتان اولین اقدامات دولت برای اصلاح این بازارها باید چه باشد؟
ابتدا اجازه بدهید من علاوه بر اصلاح این دو بازار یک اصلاح دیگر را هم نام ببرم و آن به روز کردن آمارهای کلان اقتصادی است که این آمارها باید به روز باشد قبلا نماگرهای اقتصادی با یک وقفه شش ماهه می آمد و شرکت های بخش خصوصی و دولتی با یک فضای مشخصی روبه رو بودند ومی توانستند برنامه ریزی دقیق تری داشته باشند که این مسئله باید اصلاح شود. اما در مورد بازار ارز این مسئله از دو جهت قابل بررسی می باشد اول اینکه در قانون هدفمندی یارانه ها مشخص شده است که قیمت حامل های انرژی باید به 90 درصد فوب خلیج فارس برسد باید این مسئله مشخص شود که این 90 درصد براساس کدام نرخ ارز است یعنی نرخ 1226 یا 2400 و یا اینکه براساس نرخ آزاد می باشد که هر کدام پیامدهای مختلفی دارد . بحث دیگر مسئله ثبات دارایی هاست . در بازار پول یکی از اتفاقاتی که بعد از افزایش تحریم ها و متلاطم شدن بازار ارز افتاد این بود که پول و نقدینگی از سهام و بانک به سمت ارز و مسکن و طلا رفت که مشکلات زیادی را به وجود آورد. بحث بعدی در مورد نرخ سود بانکی است که به نظر من افزایش آن اجتناب ناپذیر است و با توجه به تورم باید افزایش یابد. در واقع سپرده گذار با این نرخ ها از بودن پولش در بانک متضرر می شود. به عنوان مثال با توجه به نوسانات ارزی در مورد نرخ های سود به جای اینکه این نرخ ها سال به سال تغییر کند می شد این نرخ ها را در مقاطع گوناگون تغییر داد . همان طور که این مسئله در برنامه پنجم هم اشاره شده است که نرخ سود باید متناسب با نرخ تورم باشد.
به جز این موارد به نظرتان چه مسئله ای در مورد بازار پول باید اصلاح شود؟
بحث دیگری که وجود دارد بحث مقررات احتیاطی بانک هاست . بانک های خصوصی یا به عبارتی غیردولتی بازار پول را از آن حالت دولتی خود خارج کرده اند و تضمین دولت برای آنها وجود ندارد که احتمال ورشکستگی آنها کاهش پیدا کند. سامان دهی بانک ها و مسئله نرخ سودهای مختلفی که داریم از دیگر مشکلات در این زمینه است.
همه دولت هایی که سر کار آمده اند از افزایش رشد اقتصادی وکاهش تورم و.... صحبت کرده اند ولی در عمل موفقیت چندانی به دست نیاورده اند شما تفاوتی بین دولت آقای روحانی با دولت های گذشته می بینید؟
به نظرم در این دولت تیم اقتصادی هماهنگ تر است .البته ممکن بود وزیری از دولت احمدی نژاد هم در این تیم بود اما عملکرد دیگری داشت و بالعکس اما. به نظر می رسد تیم اقتصادی کابینه دولت یازدهم باهم هماهنگ تر باشند.
یعنی به یک مدل اقتصادی خاص گرایش دارند؟
اعضای این کابینه به نظر من توسعه گرا هستند و طرفدار رشد اقتصادی . در واقع می خواهند حجم کیک تولید را افزایش دهند و این کیک را بزرگ تر کنند تا سهم هر کسی از این کیک بیشتر شود .
عده ای از اقتصاد دانان معتقدند این تیم اقتصادی طرفدار بازار آزاد است و به اقتصاد اسلامی اعتقادی ندارد؟
این تیم طرفدار افراطی بازار آزاد نیست و همان طور که گفتم بیشتر توسعه گراست . مسئله این است که شما ممکن است یک سری سیاست های اقتصادی را زمانی انجام بدهید و موفق نشوید مانند سیاست های تعدیل اقتصادی در زمان آقای هاشمی رفسنجانی ؛ اما می بینیم که همان سیاست ها در سال 81 و در دولت خاتمی موفق شد. در واقع زمان اجرای سیاست ها بسیار مهم است. بحث دیگر این است که دولت احمدی نژاد طرح هدفمندی یارانه ها را کلید زد در حالی که 10سال پیش در روزنامه ها و....هیچ کس اجرای آن را قبول نداشت و عملی نمی دانست اما در دوره آقای احمدی نژاد دیدیم که اکثرا به جز سوسیالیست ها یا کسانی که به عدالت های اجتماعی پایبند بودند بقیه هدفمندی را قبول داشتند یعنی فضا برای اجرای طرح هدفمندی مناسب تر بود. در مورد اقتصاد اسلامی هم باید بگویم که این اقتصاد با سوسیالیست برابر نیست به نحوی که اگر نام اقتصاد اسلامی را برداریم شاید جاهایی شبیه اقتصاد آزاد باشد. اقتصاد اسلامی گر چه به عدالت اجتماعی توجه دارد اما به کار و تولید هم توجه ویژه ای دارد برای مثال در یکی از فرازهای حضرت علی (ع) خطاب به مالک اشتر آمده است که هنگامی که از مردم مالیات می گیرید ابزار کار آنها را به عنوان مالیات از آن ها نگیرید. این یعنی تولید را کاهش ندهید و ابزار تولید را از تولید کننده نگیرید. بنابر این باز هم تاکید می کنم که اقتصاد اسلامی برابر با اقتصاد سوسیالیستی نیست.
شما کدام مدل اقتصادی را برای کشور مناسب تر می دانید در واقع اعتقاد بیشتری به آن دارید؟
ببینید در چند دهه اخیر تمام اقتصاد های بزرگ به سمت بازار آزاد رفته اند شوروی وقتی شکست خورد یا کره جنوبی از دهه 70 و 80 یا اقتصاد چین و هند در دهه 90 به سمت اقتصاد بازار رفتند حتی قدرت های نوظهور اقتصادی مثل برزیل و یا حتی ترکیه را می توان مثال زد. به نظر من اجماع کلی اکثر اقتصاددانان این است که در نهایت باید به سمت اقتصاد بازار رفت. به نظر بنده اصل 44 قانون اساسی با قیدهایی از جمله اخلاقی بودن و... همان بازار آزاد است. البته در بازار آزاد مدل های مختلفی داریم در مدل آمریکایی آن مثلا افزایش هزینه های بهداشتی و درمانی و....خب این از نظر ما قابل پذیرش نیست و با تامین اجتماعی و عدالت که مد نظر ماست مغایرت دارد.